ن و شهر منچستر، شاه مهره ي تاريخ معماري انگلستان است. او كه از يك خانواده ي طبقه ي
فاستر در پهنه ي عمر حرفه ايش با صراحت و قاطعيت تمام از جانب داري مباحث سبك گرايانه (كه بخش مهمي از مباحث معاصر ما را به خود اختصاص داده) خودداري كرده و از آن فاصله گرفته است، اما از همان بدو فعاليت حرفه اي خود سعي بر كشف افق هاي تازه اي داشته كه از آنچه امروز بارزترين شوق معمارانه قلمداد ميشود بسيار فاصله دارد و اين برگرفته از چشمه جوشان اساتيدش از فولز وايمز تا پره، چاريو، پاكستون و ايفل ميباشد. فاستر هيچگاه حتي نيم نگاهي نيز به نقد هاي كليشه مآبانه اي كه او را در زمره معماري صنعتي و نه هنري جاي مي داد نداشته و با ارائه شاهكارهاي بي نظيري، به همگان بويژه منتقدين و تاريخ نگاران معماري آموخت كه همان گونه كه ريشه واژگاني «فن آوري » به هنر مي زند مرزي براي چنين تفكيك هايي وجود ندارد.
از فاستر زياد ميتوان آموخت، اما مهمتر از هر چيز در شرايط كنونيصنعت ساخت و ساز كشورمان، آموزه هاي او در انطباق جنبه هاي هنري يك ساختمان با جوانبي مانند هزينه، زمان و كيفيت است. هرمي كه دست يابي به هر يك از رئوس آن به تنهايي ارزشي در پي ندارد.
در طول تاريخ، رابطه نزديك معماري و زمينه هاي عمومي تر آن از جامعه، فرهنگ و اقتصاد گرفته تا سياست تفسير هاي ارائه شده از معماري را بر اساس برداشت ها و ترجمان زمينه ها و گستره هاي مختلف ديگر توجيه مي كند. در سايه چنين رويكردي، دست يابي به شناخت نسبتاً دقيقي از «فن آوري برتر» ممكن مي شود؛ يعني موضوعي كه از سالهاي دهه شصت تاكنون اهميت يافته است.
در نتيجه، توجه به معماري بر اساس واژگان اقتباس شده از علم،هنر،جامعه شناسي و زمينه هاي ديگر اتفاقي نيست. تا جايي كه اين واژگان توانسته است ماهيت متضاد گونه اي پديده را كه معماري خود را از طريق آن بيان مي كند روشن تر و ملموس تر سازد.
تداوم؛ شيوه مدرن ؛ ايده هاي راهنما
دردوراني كه مهمترين شاخص آن، دير باوري وشك انديشي عمومي و دلسرد كننده است، تلاش براي ارائه تعريف مشخصي از مدرنيسم چه بر اساس عرف معماري فني وچه بر پايه نظر پردازي بسار دشوار به نظر مي رسد. در اين ميان مساله بسيار فراگيري كه جاي بسي بحث و پرسش دارد ، تلاش افرادي است كه با حسرت و تاسف سعي در بازتاويل جنبش مدرن يا مدرنيسم به مثابه مقوله اي –تاريخي-فرمي دارند؛ مقوله اي كه محدود به تجربه اساتيد سده حاضر است و در نهايت، با همين تجربيات به مرحله نتيجه گيري رسيده است. اين مقوله، با تلاش پيگير بايد بتواند با پرداخت هزينه اي گزاف در برابر تهاجم سبك التقاط گرا مقابله كند.
البته اين مقابله بايد بر مبناي روش زيبايي شناختي و با تمركز بر سليقه اي كه تاكنون مدرنيته ناميده ميشد انجام شود. اين تلاش، در اصل معادلي است براي «سليقه باستان شناختي» كه عامل شكل دهنده معجون شلم شورباي «پست مدرنيسم» است.
اگر چه نورمن فاستر با قاطعيت و صراحت تمام از جانب داري مباحث سبك گرايانه كه بخش مهمي از مباحث معاصر را به خود اختصاص داده است-خودداري كرده و از آنها فاصله گرفته است. از بدو فعاليت حرفه اي خود سعي كرده است به دنبال كشف افق هاي جديدي باشد كه از آنچه امروزه بارزترين شوق معمارانه قلمداد مي شود، بسيار فاصله دارد. اين امر بيش از هر چيز در اين حقيقت نهفته است كه منبع الهام كارهاي او را در تفكر و آثار معماراني بايد جستجو كرد كه تاريخ تگاري معمول، از آنها به عنوان «خردمند استاد» ياد نمي كند؛ يعني از فولز تا ايمز، از واشمن تا پره يا چاريو و از پاكسون تا ايفل. در واقع اينها كساني بودند كه از دل مشغولي هاي سبك گرايانه و نمادين روح زمانه مدرن فاصله داشتند. ولي در عين حال، عميقاً به پروژه هاي خلاقانه متعهد بودند؛ پروژه هايي كه معيار هاي سنجش قدرت تكامل معماري را به وجود آورد. فاستر كه چشمه جوشان چنين افرادي بهره جسته است، پرسش هايي حياتي از كل ماهيت شيوه مدرن مطرح مي كند. در اين ميان «تكنيك» مهم ترين و ثابت ترين اصل در كار هاي اوست و به عبارت ديگر پل ارتباطي مستقيم بين معماري ودنياي توليدات صنعتي پژوهش هاي فن آورانه(تكنولوژيكي) و علم هنر است.
معماري،هنر و فن آوري
با تمام اين توصيفات، اگر همين پروژه ها و ساختمان ها را بات دقت بيشتري تحليل كنيم، نكته اي در تمام آنها وجود دارد كه توجه به آن، در مورد جنبه هاي زيبايي شناختي اهميت بيشتري مي يابد. به همين سبب، اين ادعا كه اين پروژه ها فاقد ماهيت هنري هستند، بسيار مشكل است. تمام اين پروژه ها، نوعي تنوع گسترده يا واگرايي از مفا هيم و روش هاي متداول را به تصوير مي كشد و در حقيقت، اين امر همراه با توجه به فن آوري برتر، شاخص ترين فرصت لازم براي دست يابي به ابداعات و نو آوري هاي عميق در حوزه معماري را به دست مي دهد. در عين حال، اين تنوع براي افرادي كه فن آوري را وسيله اي بي ارزش، انحرافي و حتي مبتذل براي عملكرد گرايي مهجور و بدون دور انديشي براي خود جنبش مدرن مي دانند، بسيار ناراحت كننده و غير قابل قبول است در حالي كه بحرانهاي مداوم و دلسردي هاي بوجود آمده در دهه هاي اخير، باعث نمايان شدن بي كفايتي هاي ظرفيت و قدرت نجات بخشي مي شود كه معماري ادعاي آن دارد؛ ولي با اين حال نمي توان آنها را بهانه هايي براي توجيهحذف تلاش هايي دانست كه بر اهميت هدف و انسجام روش هاي مربوط به تجزيه و تحليل رخدادهاي واقعي و كشف نشده مدرنيسم و دست يافت هاي آن كه مهم ترين آن فن آوري است، افزوده است. رينر بانهام، مدرنيسم را اين گونه تعريف مي كند:«ساختمان سازي با مصالح غير متداول و استفاده از فرم هايي كه براي چشم افراد تعليم ديده نا آشناست . يعني در يك كلام، معماري مدرن به اين معناست كه مي خواهيم بار ديگر «معماري خطر» را تجربه كنيم… مي خواهيم سنت ها و ابزار هاي متداول را كنار گذاشته و با هوشياري تمام، ماهيت غير جبري (ارادي) پيشرفت را دنبال كنيم؛ پيشرفتي كه اجتناب ناپذير نيست و بايد بتوانيم آن را در جهت مورد نظرمان هدايت و از حركت ها و جهت گيري هاي مستقل آن جلوگيري كنيم».
1963 پناهگاهي در پيل كريك (كورنوال)
طرح:دفتر معماري «گروه 4»: ن.فاستر، دبليو.فاستر، ف.پيكوك ،ر.راجرز،س.راجرز
اين سازه غير معمول به عنوان اولين پروژه اين معمار، تلفيقي است از يك پناهگاه و مخزن زير زميني كه با صفحه اي شكل گرفته كه نيمي از آن داخل زمين قرار دارد وبه مفهوم اصلي كار فاستر يعني رابطه با طبيعت اشاره ميكند.
البته اين رابطه نه با تقليد، بلكه از طريق اعتلاي حس شاعرانه داده هاي تصنعي به وجود مي آيد.اين سازه عجيب ساخته شده از بتون و شيشه كه در ميان جنگل به سختي قابل رويت است ، در دهانه رودخانه فال قرار دارد و اقامتگاه دنج و خلوتي براي تماشاي جريان ملايم و آرام آب به وجود مي آورد.
وجود آشپزخانه اي كوچك، در اين فضا را به مكان مناسبي براي اقامتهاي كوتاه مدت تبديل كرده است.
پروژه مجموعه مسكوني در فئوك (كورنوال)
طرح دفتر معماري «گروه 4»:ل .آبوت، ن.فاستر، ديبلو.فاستر، ف.پيكوك، ر.راجرز،س.راجرز
مساله رابطه با طبيعت (همانند طرح قبلي)، در اين پروژه نيز با سازماندهي تعدادي واحد مسكوني تك خانواري منظم به تصوير كشيده شده است. شكل زمين به صورت شيب تندي در دامنه تپه كورنيش و توجه به حفظ يكدستي محوطه، از عوامل تعيين كننده ساختار پلاني متريك گروههاي كوچك واحد هاي مسكوني واقع در خيابان درختان بوده كه در چگونگي شكل گيري سازه داخلي فضا در سطوح مختلف نيز تاثير گذار بوده است.
بررسي فضاي خانه ها، اگر چه يادآور تفكرات سرج چرمايف در مورد تعريف دقيق، آگاهانه وتا حدودي پند آميز فضاهاي عمومي و خصوصي است ، ولي بسياري از ويژگي هاي شاخص كارهاي بعدي فاستر را به نمايش مي گذارد.بيش از همه، روشنايي نورگير هاي سقفي و بام باغچه ها جلب توجه مي كند.هر واحد مسكوني،از طريق جاده اي واقع در امتداد قسمت بالاي تپه قابل دسترسي است و محدوده هر يك از اين واحد ها، با دو ديوار ساخته شده از بلوكهاي بتني مشخص شده است. اين ديوارها تا فضاي بيرون خانه امتداد يافته تا حريم خصوصي فضاي باز خانه ها نيز حفظ شود. دو نماي اين مجموعه كه هر كدام در يك سطح قرار دارند به گونه اي كاملاً افراطي شيشه كاري شده است.
1964 خانه هاي مسكوني در كالسدون (سوري)
طرح: دفتر معماري «گروه 4» ن.فاستر ،دبليو فاستر ،ر.راجرز ،س.راجرز ،جي.يانگ، ف.پيكوك
پروژه 130 خانه پلكاني، داراي طرحي سنتي و خطي است كه در آن از خانه هاي كم ارتفاع و متراكم استفاده شده است. در اين دوره زماني، ساخت اين نوع خانه ها در بيشتر نقاط بريتانيا متداول بود. اين واحد ها حول يك محور مركزي و نا پيوسته به طور مجزا وبه صورت دو رديف خطي مقابل هم ساخته شده است. به طوري كه وجود اين محور، ماهيتي كلي و فراتر از ويژه گي هاي شهري به اين مجموعه مي بخشد. وجود هندسه خلاق در اين زمينه فيزيكي به دليل كيفيت محوطه به شدت تضعيف و كم اهميت شده؛ ولي در نهايت،با قدرت و اقتدار تمام با محوطه و سايت تلفيق شده است.
اين طرح، تنوع گونه شناختي مربوط به تفكيك و طبقه بندي فضا هاي عمومي و خصوصي هر دو را با نتايج صريح ومشخص معماري فني نشان مي دهد كه حاصل آن، مجموعه اي از خانه هاي دو يا سه طبقه است. نماهاي رو به محور مركزي يا منطقه عمومي مجموعه كاملاً محصور است؛ ولي در نماي سمت هاي ديگر، شيشه كاري در مقياسي وسيع به كار رفته است. علاوه بر اين سازه آجري نمايان، بياني قوي از معماري فني را به نمايش گذاشته است.
1964 سه خانه پلكاني در لندن
طرح: دفتر معماري «گروه 4» ل.آبوت،ن.فاستر، ف.پيكوك، ر.راجرز ،س.راجرز
به دنبال طراحي پروژه هاي مسكوني متعدد در زمينه هاي غير شهري اين پروژه اولين فرصت فاستر براي ايجاد ارتباط با مقياس شهر در يك زمين كوچك و محصور به شمار مي رفت. سايت اين پروژه به وسيله ساختمان هايي كه هيچ كدام بيش از دو طبقه نبود، محصور شده است. ايجاد ارتباط با سنت هاي محلي و بومي كه تركيب هاي فرمي ميوز لندن را شكل مي دهند با نوع حس وفاداري و پايبندي به اين سنت ها و با روش هاي بديع و خلاقانه تحقق يافته است.
در نهايت، برداشت هاي دقيق و آگاهانه از قوانين و آئين نامه هاي ساختماني، به ساخت خانه مسكوني كوچك و در عين حال ارزشمندي منجر شده است.خانه اي كه با حد اكثراستفاده از سطح زمين موجود، تعبيري منسجم و تخيلي از ويژگي هاي سايت به دست داده است.
هم راستايي ساختمان در امتداد خيابان، با استفاده از آجر كاري فشرده ديوار حفظ شده و كاهش تعداد بازشوها در ديوار طبقه همكف علاوه بر بازسازي نما از نظر هماهنگي و يك دستي، هم راستايي فضا را نيز تقويت مي كند. بر عكس در طبقه اول، تغييرات موزون احجام آجري صلب و صفحات شيشه اي شيب دار، شخصيت حرفه اي منحصر به فرد اين معمار را نشان مي دهد. اين سطوح شيشه اي كه تا بالاترين ارتفاع ساختمان ادامه دارد، با شيبي تند به سمت حياط دروني خصوصي واقع در پشت ساختمان پايين آمده و حجمي شبيه كوه يخ بوجود آورده است.
با ديدن برش عرضي اين قسمت از ساختمان، برخي از كار هاي هم زمان جيمز استرلينگ در ذهن تداعي مي شود.
اين هم زماني، با آشنايي فاستر و راجرز با معمار ساكن گلاسكوي اسكاتلند در دوران تحصيلات تخصصي آنها در ييل تقويت شده است. با اين حال ، اين مسئله احتمال هرگونه اقتباس از سبك استرلينگ را به طور هم زمان، هم تداعي و هم نفي كرده است. چرا كه راجرز و فاستر، هر كدام در مسير خاص خود حركت مي كردند و اين موضوع، بيش از همه در اين پروژه و با استقلال كامل مشهود بود.
اين طرح شامل سه واحد مسكوني دو طبقه است كه علاقه اين گروه را به تفكيك نموداري فضا هاي خصوصي و عمومي و استفاده از نور به عنوان كيفيتي نامرئي و معنوي در معماري نشان ميدهد. مسئله ديگري كه در اين پروژه مطرح است، توجه به تجربه گرايي در تجديد شيوه هاي سنتي ساختمان سازي با به كار گيري اجزاء صنعتي در ساختمان است.
1964/1966 خانه بروم ول(خانه كريك وين)، فئوك (كورنوال)
طرح: دفتر معماري «گروه 4»:ل.آبوت، ن.فاستر، دبليو.فاستر،ف.پيكوك، ر.راجرز، س.راجرز
اين پروژه براي والدين همسر راجرز طراحي شد. در اين پروژه، فاستر و همكاران او در گروه 4 پس از مطالعه عميقي كه بيشتر بر پايه ترسيمات بود، جنبه هاي مختلف تركيب بندي واحد هاي مسكوني يمك زمين شيب دار منتهي به رود خانه را مورد بررسي قرار دادند تا نظريات قوي و غني خود را جامه عمل بپوشانند.
هدف از ساخت اين خانه، گرد آوري آثار هنري بود. به همين دليل،سازماندهي معماري-فني فضاهاي مسكوني يك خانه چندان مورد توجه نبود.
1996 خانه جافه (خانه اسكريبريك)، رادلت (هرت فورد شاير)
طرح:دفتر معماري «گروه 4» ن.فاستر،دبيلو.فاستر،پيكوك،ر.راجرز، س.راجرز
گروه 4 براي طراحي اين خانه، برخي از ايده هاي معماري پيشتاز (آوانگارد) بريتانيا در اواخر دهه پنجاه و اوايل دهه شصت را باز انديشي كرد. مفاهيمي چون انعطاف پذيري، تغيير پذيري، امكان الحاق و گسترش هاي آتي كه اغلب در حد نظريه مطرح بود و كمتر به كار گرفته ميشد، موضوع بررسي ها و مطالعاتوربوط به اين خانه را شكل مي داد. از اين رو، موضوعي كه پيش از اين در شرايط متشابهي از زمينه و برنامه عملكردي مطرح شده بود، به طرح قابل اجرايي تبديل شد كه در نهايت، به صورت حجمي تكراري در مقياس ها و شرايط مختلف نمايان شد. سايت پروژه، قطعه زميني باريك،طويل بات شيب ملايم بود كه ديد كاملاً خاصي به محوطه و مناظر طبيعي اطراف داشت. شرايط سايت و محصور بودن آن با دو ديوار آجري در دو ضلع طولاني تر، نحوه چيدمان فضاها در اين خانه مسكوني را تعيين نموده، فضاهاي داخلي را با برش هاي طولي به سه بخش تقسيم مي كرد. حاصل كار، تركيب بندي متفاوتي بود كه از نظر فرم قابل نتيجه گيري نيست.انتهاي آن باز است و قابليت الحاق براي رفع نيازهاي آتي را دارد.
1996 كارخانه قطعات الكترونيكي در سويدون (ويلت شاير)
طرح:دفتر معماري «گروه 4» اس. آپلبي،ن.فاستر،دبليو. فاستر،ف.پيكوك، ر.راجرز، س.راجرز،م.ساتكليف، ج.يانگ
اين كارخانه كه آخرين كار ساخته شده توسط گروه 4 است، تغييري اساسي نسبت به تمام پروژه هاي قبلي اين گروه را نشان مي دهد و مهم ترين ويژگي آن، ارائه خلاقيت هاي كنترل شده در شيوه هاي سنتي ساختمان سازي است.
در اين پروژه، براي انتخاب نحوه ساخت به معماران اختيار تام داده شده بود و همين مسئله به آنها جرات لازم براي استفاده از اجزاء صنعتي و پيش ساخته را داد. استفاده از اين اجزا، نيل به استقلال خلاقانه در پيامد هاي معماري –فني و فرمي ساختمان را آسان تر كرد.
در حقيقت اين استقلال همچون ديگر رويدادهاي اجتماعي از منابع فرهنگي غني تغذيه مي شد؛ منابعي كه اغلب جنبش هاي مهم معماري بريتانيا شامل بروتاليسم ميسياني را حمايت كرده است.بر اين اساس، اشاره به مدرسه مشهور هانس تانتون-كار اسميت سون – مي تواند سر آغازي بر تحليل اين پروژه، نسخه زيبا تر و ارتقا يافته تر از فرهنگ واژگان اسميت سون باشد؛ فرهنگي كه به طور آگاهانه توسط افرادي چون كرايگ ال وود، رافائل سوريانو، پيئر كوينيگ يا چارلز ايمز (كه همگي تحت تاثير مستقيم آموزش هاي ميس ون دررو قرار دارند ) ارزيابي و پالايش شده است.
موضوع شگفت آور ديگر در مورد اين كارخانه، ارتباط آن با كارخانه كومينز موتور در دارلينگتون است كه هم زمان با اين كارخانه، توسط دو معمار آمريكايي يعني كوين روشه و جان دينگلو طراحي شده است. در حقيقت اين ارتباط نبايد تعجب آور باشد؛ زيرا هر دو معمار فاستر و روشه به كمينه گرايي (ميني ماليسم) بياني علاقه مند بودند و اين مسئله در كار هاي بعدي هر دو آنها، البته با شيوه هاي متفاوت نمايان است. با اين حال، اين موارد تنها موضوعات ويژه اين طرح نيست؛ بلكه مسائل خاص و منحصر به فرد ديگري هم در مورد آن مطرح است. مفا هيمي چون انعطاف پذيري، قابليت تغيير و الحاق كه اغلب در قالب معماري فني مطرح مي شود، در اين پروژه نيز با استفاده از مصالح كمتر، ابعاد و اندازه هاي پيموني و تكراراجزايكسان ، قابل دستيابي است . در سايه ي چنين رويكردي ، معماران توانستند زمينه ي لازم براي حفظ يكدستي و يكپارچگي تصوير و شماي ظاهري ساختمان را فراهم سازند .
ستون ها تيرهاي اصلي ، تيرچه ها- همگي – به رنگ سفيد هستند تا تضاد بين آنها و پانل هاي موجدار با روكش پلاستيكي آبي رنگ به كار رفته در لايه ي خارجي ساختمان حفظ شود .
اين كارخانه ، اولين نمونه از ساختمان هاي چتري است ، يعني ساختماني كه مجموعه ي وسيعي از فعاليت ها و عملكردها ي آن زير يك سقف واحد انجام مي شود . اين ساختمان ها ، بخش مهمي از كارهاي فاستر را شكل مي دهد . تركيب سيستم هاي مختلف خدماتي و سازه اي با يكديگر ، اين ساختمان را به مجموعه اي سازگاني (منظم ) تبديل كرده است . اين تركيب نه تنها پاسخ گوي نيازهاي فوري يك ساخت وساز صنعتي است ،بلكه براي ساماندهي روندهاي توليد نيز لازم و ضروري است . روندهايي كه افراد درگير در آن ، به طور سنتي به دو دسته ي كارمند (اداري ) و كارگر (صنعتي ) تقسيم مي شوند .
ساختمان مدرسه اي در نيوپورت(ويلز)
طراحي شده براي مسابقه معماري ، دفتر معماري فاستر و همكاران :ن.فاستر،دبليو.فاستر ،م.كوك،اي.استانتون
موضوع اين مسابقه طراحي مدرسه و ساختمان چند منظوره اي در شهر نيوپورت بود . به طوري كه با ماهيت بي ثبات تحولاتي كه تمام ابعاد زندگي جامعه ي دهه ي شصت را تحت تاثير قرار داد ، هم خواني و مطابقت داشته باشد توجه به تركيب ساختمان با زمينه ي اجتماعي آن و خلق فضاهاي سازگار با شيوه هاي آموزشي خلاقانه و نوين بريتانيا باعث شد كه نورمن فاستر مفهوم (ساختمان چتري ) را به عنوان بهترين و مناسب ترين ايده براي پاسخ به نيازهاي جامعه معاصر تعريف كند.
1969 مركز تفريحي خطوط كشتيراني فرد اولسن،لندن
طرح : دفتر معماري فاستر و همكاران: ن.فاستر،دبليو.فاستر، م.فرانسيس،ب.كوپلاند، ت.نيهوس ،اي.استانتون
اين ساختمان، قسمتي از يك برنامه جامع براي سازمان دهي تسهيلات شركت نروژي خطوط كشتيراني فرد اولسن در لندن است كه آغاز دوران ارزشمندهمكاري طرح و كارفرما به شمار مي رود. سازه فولادي اين ساختمان دو طبقه بين دو دهانه موجود قرار گرفته است. طبقه پايين اين ساختمان شامل امكانات تفريحي و گذران اوقات فراغت براي كاركنان شركت است و مركز اداري، در طبقه بالا قرار دارد و حركت كشتي ها را كنترل مي كند. در دو نماي باز اين ساختمان كه كلا از شيشه بازتابي (رفلكس ) ساخته شده، فاستر سعي كرده است جنبه هاي خاصي از هنر كمينه گرايي خود را به تصوير بكشد. اين كار بيشتر با استفاده از وادارهاي ظريف و طراحي شده محقق شده است.
1969 سازه پنوماتيك موقت براي شركت فنآوري رايانه همل همپ استيد (هرت فورد شاير)
طرح:دفتر معماري فاستر و همكاران
اين پروژه را كه فاستر و همكارانش به عنوان دفتر مركزي موقتي براي شركت فن آوري رايانه طراحي كرده اند، تنها به دليل سازه بادي به كار رفته در آن و عملكرد غير عادي اش اهميت نيافته است. نورمن فاستر در مورد اين پروژه و برخي از كارهاي ديگري كه در همان زمان تجربه كرده است، در مورد مفهومي متفاوت از «معماري معماران» صحبت ميكند. حاصل اين نوع تفكر، در پروژه هاي دفتر او با تمركز و توجه بيشتر به ابعاد گوناگون روندهاي ساخت كه معمولاً در معماري به عنوان مسائل جنبي شناخته مي شود جلوه گر شده است. برخي از مهمترين مسائل مربوط به اين روند ها عبارت است از: كنترل هزينه ها و برنامه اجرايي و تكميل پروژه، سازماندگي امور اجرائي و غيره.
با اين همه، ديدن جنبه هاي زيبايي شناختي فراتر از مسائل ساده اي چون عملكرد، اقتصاد و مديريت سايت، غير ممكن نيست. علاوه بر اين، اگر به خاطر داشته باشيم كه اين پروژه متعلق به بستري فرهنگي است كه از تجربه هاي آوانگارد هنري و معماري فني مكتب هايي چون پاپ، كمينه گرايي، مفهوم گرايي، دادائيسم نو و غيره شكل گرفته است، درك نتايج به دست آمده آسان تر است.
1971 تئاتر ساموئل بكت، آكسفورد
طرح: دفتر معماري فاستر و همكاران با همكاري ر.ب.فولر
اين پروژه، ساخت يك سالن تئاتر با سازه ويژه براي ارائه كارهاي بكت مورد نظر بود. كمبود فضا، ايده استفاده از يك سازه زير زميني در حياط يك دانشگاه را تقويت كرد. فرم اين ساختمان كه بر اساس تنش ها و فشار هاي زمين بوجود آمده، فضاي نمايشگاهي و امكانات آموزشي خاص با بيشترين انعطاف پذيري را به دست مي دهد.
1971 كليماتروفيس
طرح: دفتر معماري فاستر و همكاران با همكاري ر.ب.فولر
اين پروژه، به دنبال بررسي امكانات مختلف تجهيز يك فضاي شهري با قرار دادن تعدادي سكو داخل يك گنبد ژئودزي بزرگ طراحي شد. فرم به دست آمده، رابطه بين فضاي محصور و مساحت سطح داخلي را به مطلوب ترين حد مي رساند.حاصل اين فرم، ايجاد خرد اقليم هاي مطبوع و مطلوب براي انجام فعاليت هاي توليدي در فضاي آزاد است و اين كار، بيش از همه در سايه كم بودن ضريب رابطه بين فضاي خارجي و كل مساحت فضا امكان پذير است.
اين طرح كه از طرح هاي پيشنهادي فولر(مهم ترين آنها، طرح مشهور سقف مانهاتان) الهام گرفته و با برخي از كارهاي آرچيگرام (مانند پروژه چويس كنترل) قابل قياس است، مهم ترين تجربه معمار براي عملي ساختن ايده هايي بود كه بعدها در پروژه ساختمان بيمه ويليس، فابر و داماس نيز تكرار شد.
1971 ساختمان دفتر معماري فاستر و همكاران در خيابان فيتزروي، لندن:
ن.فاستر ،دبليو.فاستر، م.هاپكينز، ب.هاوارد، ت.نيهوس، ن.پارتريج ، م.ساپيرو ، جي.داونز ، اي فيليپس، ل.بوت، ر.برادلي، سي چابرا، د.بايلي
سازمان دهي طبقه همكف ساختمان دفتر معماري فاستر و همكاران در مدتي بيش از 10 سال باز تابي قوي از مفاهيم فضايي رويكرد روش شناختي اين گروه به طراحي معماري است؛ رويكردي كه بر پايه تجربه هاي مداوم و روش هاي چند گستره اي شكل مي گيرد. بر اين اساس فضاي كار اين دفتر داراي ساختار انعطاف پذيري است كه با توجه به ماهيت هر پروژه و گروه همكار آن تغيير شكل مي يابد.
سيستم هاي سازه اي براي ساختمان صنعتي
طرح:دفتر معماري فاستر و همكاران
اين پروژه، در حقيقت براي نظم بخشي و سازمان دهي موضوعات سازه اي و اجرايي مطرح در بسياري از پروژه هاي قبلي در نظر گرفته شده است. اصول اوليه اين بررسي و تحقيق، بر گرفته از سيستم مدرسه سازي ازرا ارنكرانتز در كاليفرنيا (SCSD) است و عناصر ضروري و اصلي مفهوم گونه شناختي «ساختمان چتري» را شكل مي دهد.
روشي مشابه اين سيستم، در پروژه مركز فني IBM در گرين فورد نيز به كار رفته است.
1977/1980 مركز فني IBM ، گرين فورد، لندن
طرح: دفتر معماري فاستر و همكاران
اين طرح جديد، اولين مرحله ساخت مجموعه صنعتي بزرگي در مجاورت فرودگاه هيترومحسوب ميشود. دو فضاي وسيع و بزرگ-كه به وسيله حجم باريكي به شكل پل به يكديگر متصل شده اند-بر اساس سيستم توضيع محوري بار در سازه طراحي شده است و هر يك از مسير هاي مجزاي پياده رو و سواره رو در سطوح مختلف قرار دارد.نكته قابل توجه در مورد اين پروژه، مدت زمان بسيار كوتاه ساخت آن است. اين زمان از مرحله اسكيسهاي اوليه تا تكميل ساختمان حدود 8 ماه بوده است. در حقيقت، كارفرما كارهاي مربوط به تعيين جزئيات برنامه فيزيكي را پس از شروع كارهاي اجرايي در سايت انجام داده است.
احجام ساخته شده در اين پروژه كه به عنوان ساختمان هاي چتري شناخته مي شود- طيف وسيعي از فعاليت هاي مختلف را پوشش مي دهد. فضا هايي چون اتاق هاي نمايشگاهي، مركز آموزش، خدمات اداري، دفتر هاي مديريت، خدمات مشتريان، آزمايشگاه هاي تحقيقاتي، انبارها و كارگاهها، رستوران كاركنان، و فضاهاي تفريحي و گذران اوقات فراغت نيز در اين مجموعه در نظر گرفته شده است.
1979 خانه فاستر، لندن
طرح: دفتر معماري فاستر و همكاران: ن.فاستر، دبليو.فاستر،پ.بوسبي، ر.هوردن، ت.پريچارد
در اين پروژه، معماران فرصتي به دست آوردند تا در يك زمينه مسكوني، مفاهيم مربوط به تلفيق سطوح قائم و فن آوري را براي خلق يك مجموعه انعطاف پذير مورد آزمايش قرار دهند. تير ها و ستون هاي آلمينيومي كه با ايجاد تخلخل سبك تر شده است، سازه ساختمان را به وجود آورده و در داخل زمين مهار شده است. براي افزايش استحكام و قدرت ساختمان يك سازه ثانويه ساخته شده از لوله هاي آلمينيومي با مقطع دايره و بيضي شكل به آن اضافه شده است. تركيب اين دو سيستم سازه اي، شبكه اي (20/1 × 20/1 متر) به وجود آورده كه با توجه به عملكرد فضاهاي داخلي خانه، عناصر ورقي و پوشاننده اي به آن متصل شده است. استفاده از پانل هاي مات، نيمه شفاف و شفاف در سقف و ديوار هاي اين خانه، به دقت مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است. برخي از اين پانل ها، تاسيسات مربوط به نور پردازي و تبديل انرژي خورشيدي را در خودجاي داده است. داكت ها و عناصر تاسيساتي،در خلاً موجود بين سقف و سقف كاذب امتداد يافته و به قسمت هايمختلف ساختمان منتقل شده است.
1979/1986 دفتر مركزي بانك هنگ كنگ و شانگهاي، هنگ كنگ
طرح: فاستر و همكاران
فاستر در پروژه باتك هنگ كنگ و شانگ هاي، تغييري اساسي ايجاد كرد؛ تغييري كه پيش از اين در پروژه مركز سانزبوري به وجود آورد و در حقيقت ادامه حركت و جنبشي است كه تقريباً از دوران مربوط به كمينه گرايي كارهاي او آغاز شد. توجه به سازه ساختمان كه به صورت كاملاً نمايان و با شكل ها و فرم ها يي خاص طراحي شده، در كنار تركيب پويا زنده به كار رفته در آن كاملاً مشهود است و آن را مي توان تركيبي از تصاوير آوانگاردهاي تاريخي (از آتي گراها تا ساخت گراها) و گروه آرچيگرام دانست. اين تصاوير با قدرت وظرفيت فوق العاده اي به كار رفته است.
1982 دفتر مركزي شركت هومانا، لوئيس ويل (آمريكا)
طرح: دفتر معماري فاستر و همكاران (برنده مسابقه):ن. فاستر، دبليو. فاستر ، ب. هاوارد، ل.بوت ، ر.فليت وود، ر.هوردن ، ج.كاپليكي، اي لكوير، دبليو.شو، د.چيفر فيلد، وي.هاجي كير بي كوس
اين پروژه، سومين آسمان خراشي است كه فاستر طراحي كرد و نشانه اي از پيشرفت در زمينه ابداعات به كار رفته در طراحي بانك هنگ كنگ محسوب مي شود.
در اين برج 32 طبقه كه براي شركت هومانا طراحي شده هسته تاسيساتي و ارتباطات قائم در بيرون ساختمان متمركز شده است. اين حجم استوانه اي ، در تقاطع دو خيابان اصلي و مهم لوئيس ويل قرار گرفته و همچون قسمتي از يك سيستم ارتباطات نزديك، متوسط و راه دور به نظر مي رسد. در حقيقت، پشت بام اين برج خدماتي بلند ، محل قرار گيري سيستم هاي پيچيده آنتن راديويي تند پز ( ماكرو ويو) و رادارهاي مخابراتي و ارتباطات ماهواره اي ، نور افكن ها ليزي، صفحات الكترونيكي و سكويي براي فرود هلي كوپتر است.
1987/1989 برج سده يا قرن بونكيكو، توكيو
طرح: دفتر معماري فاستر و همكاران : ن.فاستر، د.نلسون ك.شاتلورت، م.برامهال ،اچ كان،ت پوليتوويسز، اي سيلينگ، اي.ياكوبو؛ دفتر معماري فاستر و همكاران ژاپن: سي.سدون، اچ.براور ،اي.ميلر ،ك. لويي، اچ.آنو
پس از ساخت يك آسمان خراش در هنگ كنگ، توكيو محلي شد تا اين شركت دومين آسمان خراش خود را كه همچون برج قبلي ، با توجه به مفهوم انعطاف پذيري فضا ساخته مي شد تجبه كنند.اين دو برج، از جنبه هاي مختلفي چون گونه شناسي عملكردي و فرم مشابه يكديگر وحتي در برخي موارد يكسان هستند. رابطه و شباهت آنها، از جنبه فن آوري ساخت به كار رفته در آنهاست.
تركيب بندي غير معقول اين ساختمان، نتيجه كنار هم قرار گرفتن دو برج 19 و 21 طبقه است. اين دو برج مجاور هم، به وسيله تالار ورودي بلندي كه روشنايي عمق كامل دو برج را تامين مي كند، از هم جدا شده اند. انعطاف پذيري فضاهاي اداري عاري از هر گونه عناصر سازه اي ثابت، از طريق انتقال سرويس ها و عناصر تاسيساتي به دو ضلع خارجي بنا و انتقال سازه هاي اصلي و قوي ساختمان به دو ضلع ديگر، به حداكثر رسيده است. سازه هاي اين بنا به گونه اي طراحي شده كه بيشترين ميزان ايمني را در برابر بلاياي طبيعي (مانند زلزله و طوفان) دارد و در عين حال ابداع آگاهانه و خردمندانه اي در زمينة ساخت و سازه هاي ژاپن به شمار مي رود.
1988/1992 پارك ميكرو الكترونيك،نئودرف، داسبورگ
طرح: سر نورمن فاستر و همكاران: ن.فاستر ،د.نلسون،اس. بنليگ، م. برومن وسي آلركامپ، سي.آياز، اس.بايلي ، م.براون،جي.فان ، م. فانتوني،ب.فرانك،جي. گورز، اچ گودلند، اس. حجاز،ج.كريمل ، ت. كروچر، پ.لاتور، اي پويتيئر، اي وينمن
طرح نورمن فاستر براي پارك ميكرو الكترونيك كه در قالب برنا مه وسيعي براي تغيير شكل بازسازي و احياي قدرت صنعتي در شهر روهر انجام شد،به مثابه عامل مهم و ماثري در تقويت ساختار ريخت شناسي برخي از شهر (منطقه تئودرف) عمل مي كند. در اين طرح، سه نوع ساختمان مختلف با آب نما ها و پوشش گياهي منطقه تركيب شده و نمونه اي خرد مقياس از ايده «شهر سبز» را به وجود مي آورد؛ شهري كه در آن، عناصر مصنوي يا طبيعي با يكديگر ادغام شده و ارتباطي دو سويه بين آنها به وجود مي آيد. به همين دليل، از نظرمعيار هاي بوم شناختي و كمترين ميزان مصرف انرژي، محيط قابل قبولي به دست مي آيد.
1991/1999 ايستگاه زير زميني كاناري وارف
لندن، انگلستان
طرح توسعه خطوط جوبيلي، يكي از بزرگترين ها پروژه هاي معماري در سال هاي اخير است كه شامل طراحي يازده ايستگاه توسط معماران مختلف بوده است. ايستگاه كاناري وارف ،بزرگترين ايستگاهي است كه پس از تكميل تعداد افرادي كه از آن استفاده خواهند كرد بيش از تعداد افرادي كه از آن استفاده خواهند كرد بيش از تعداد افرادي است كه در ساعت هاي پر رفت و آمد از ايستگاه آكسفورد سيركوس –پر رفت و آمد ترين ايستگاه زير زميني لندن استفاده مي كنند.
اين ايستگاه در حفره اي كه براي لنگرگاه سابق وست اينديا كنده شده ، ساخته شده است. طول اين دستگاه 300 متري، برابر ارتفاع برج كاناري وارف است. با ايجاد فضاي سبز بر روي بام اين ايستگاه ، يك فضاي تفريحي اصلي نيز در طرح كاناري وارف به وجود مي آيد. نه تنها اجزاء نمايان اين ايستگاه، سايه بان هاي شيشه اي است كه سقف سه ورودي ايستگاه را تشكيل ميدهد.
1991/2001 طرح جامع اسكله داخلي دوسبورگ
دوسبورگ آلمان
در سال 1991 اين شركت در مسابقه بين المللي طرح جامع اسكله داخلي دورسبورگ (بزرگترين اسكله داخلي جهان ) برنده شد. هدف اين طرحكه شامل يك سايت 89 هكتاري است، ايجاد پيوند و ارتباط بين بافت داخلي شهرو كرانه آب است. اين طرح شامل ساخت و ساز هاي جديد و ساخت سريع ساختمان هاي مورد نظر است تا علاوه بر فضاهاي تجاري و صنايع سبك، فضا هاي مسكوني و اجتماعي فرهنگي نيز ايجاد كند.
اولين قسمت تكميل شده اين پروژه اسكله استيگر شانتور است كه تسهيلات مربوط به قايق هاي تفريحي و گردشگري را فراهم مي كند. دسترسي معلولين به قايق ها نيز از طريق يك پل شناور و شبيه امكان پذير مي شود. چهار پل شناور فولادي با اتصال به شبيه هاي لولايي با ساحل ارتباط دارد اين شبيه ها مي توانند تغيير ارتفاع آب تا 4/7 متر را جبران كند. براي تكميل اين تسهيلات در طول قسمت غربي اسكله گردشگاه هاي پياده رويي ايجاد شده است كه شامل درخت كاري، نورپردازي و نرده كشي است.
1993/ 2000 مجموعه الفيضليه
رياض، عربستان سعودي
مجموعه الفيضليه، نقش اساسي و مهمي در توسعه شهر رياض دارد. اين مجموعه با زير بناي 240000 متر مربع، اولين آسمان خراش عربستان سعودي است و يك برج اداري شاخص به ارتفاع 267 متر، يك هتل 5 ستاره، تالار پذيرايي، مركز گرد هم آيي، آپارتمانهاي لوكس ويك مركز خريد سه طبقه را در بر گرفته است. در طراحي اين مجموعه ، علاوه بر مسا ئلي چون نگهداري راحت و سازگاري با اقليم خاور ميانه ، مسائل ديگري چون بازده اقتصادي ، انعطاف پذيري فضايي و كار آيي بالاي خدمات و عملكردها نيز مد نظر بوده است.
برج اداري، پلان مربعي شكلي دارد كه حول يك هسته مركزي فشرده طراحي شده است. اين برج با افزايش ارتفاع نازك تر مي شود و چهار ستون واقع در چهار گوشه برج، سيلوئت منحصر به فردي را براي آن تعريف مي كند. ايوانك هاي تماشاي واقع در طبقات بالاي ساختمان، با شكل بادبندي ها K شكلي كه بار را به ستون گوشه ها منتقل مي كنند، هم خواني دارد. سطح ساختمان با پنل هايي از آلمينيوم نقره اندود پوشانيده شده است. در نماي اين ساختمان ، سطوح پيش آمده اي به كار رفته كه مانع تابش خورشيد به داخل مي شود. براي كاهش مصرف انژي مي توان از شيشه هاي معمولي استفاده كرد. استفاده از لايه هاي متعدد در نماي ساختمان نيز كنترل آب و هواي محيط داخلي بسيار موثر است.
نورمن فاستر، در ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد.
پس از اتمام دوره متوسطه، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشي در تالار شهر منچستر شروع به كار كرد. سپس به خدمت سربازي رفت و در حين خدمت در نيروي هوايي ، در زمينه مهندسي الكترونيك مهارت يافت و اطلاعاتي در مورد هواپيماها كسب كرد. در نهايت، به دليل علاقه به هواپيماهاي گلايدر به يك خلبان ماهر تبديل شد.
پس از اتمام دوره دو ساله سربازي در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به كار شد .
با ثبت نام در مدرسه معماري دانشگاه منچستر، به فراگيري دروس نسبتاً سنتي (در مقايسه با دروس و رويكردهاي متداول در انجمن معماران لندن و مدرسه معماري ليور پول) پرداخت. با اين حال، در اين سال ها توانست مهارت هاي منحصر به فردي در زمينه فنون ترسيم وارائه به دست آورد.
در اين سال يكي از ترسيم هاي اوبه عنوان يك كار درسي موفق به دريافت مدال نقره اي RIBA شد.
او در او در اين سال ديپلم معماري و مجوز طراحي شهري خود را دريافت كرد. در همين زمان، مدال هيوود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وي اهدا شد. علاوه بر اين، با قبولي در بورسيه تحصيلي انجمن ساختمان سازان، به فلوشيپ هنري نايل شد. پس از آن براي گذراندن دوره دو ساله تخصصي در دانشگاه ييل به آمريكا رفت. وي در آنجا تحت تاثير پل رادرف، سرج چرمايف و وين سنت اسكالي قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز كه مانند خود او دانشجوي بورسيه بود –و جيمز استرلينگ- كه براي مدت كوتاهي در همان مدرسه تدريس مي كرد-ملاقات كرد.
فاستر مدرك فوق ليسانس معماري را با موفقيت دريافت كرد- ملاقات كرد.
فاستر مدرك فوق ليسانس معماري را با موفقيت دريافت كرد. سپس گردش معمارانه اي را از سپس گردش معمارانه اي را از سواحل شرقي ايالت متحده تا كاليفرنيا آغاز كرد و در اين سفر، روند توسعه معماري مدرن را از فرانك لويد رايت تا چارلز آيمز بررسي و دنبال كرد.
پس از باز گشت به انگلستان با همكاري ريچارد راجرز ، گروه طراحي را در لندن تشكيل داد. ديگر همكاران آنها در اين گروه عبارت بودند از سو راجرز(همسر ريچارد راجرز) و جورجيا و التون كه با راجرز در انجمن معماران لندن تحصيل كرده بود. مدتي بعد، وندي چيزمن-فارق التحصيل مدرسه معماري بارتلت دانشگاه لندن كه بعد ها همسر فاستر شد-نيز به آنها ملحق شد. البته از همان آغاز، عضويت جورجيا والتون كه دفتر اصلي او در هامپ استيد بود حالتي ظاهري داشت و تاثير چنداني در رابطه آنها نداشت.
در اين سال با وندي چيزمن ازدواج كرد كه ثمره آن دو فرزند به نامهاي «تي» و «كال» است.
در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتي انگلستان در آمد.
فاستر همراه با گروه 4 ساختماني را طراحي كرد كه وي را به شهرت جهاني رساند. اين ساختمان، كارخانه رليانس در سوئد بود كه آخرين بناي ساخته شده توسط اين گروه است. زيرا اين گروه در همان سال منحل شد. سپس نورمن و وندي فاستر با هدف ايجاد يك مركز ميان گستره اي براي طراحي و تحقيقات، دفتر معماري فاستر و همكاران را تاسيس كردند. اين دفتر در مجاورت باغ كوونت قار داشت.
در حين طراحي پروژه تئاتر ساموئل بكت، با ريچارد باكمينيستر فولر آشنا شد كه بعدها تاثير عميقي در انديشه و كارهاي فاستر گذاشت. اين آشنايي، سرآغازي بود براي دوستي و همكاري طولاني و پرثمري كه تا زمان مرگ اين استاد آمريكايي (يعني سال 1983) ادامه داشت.
در اين زمان، دفتر معماري فاستر و همكاران به طبقه همكف ساختماني در خيابان فيتزروي كه فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت، منتقل شد.تجهيز و طراحي داخلي اين دفتر، بستري بود براي بررسي و آزمايش مفاهيم و مصالحي كه بعد ها هسته اصلي فلسفه كار فاستر را شكل داد.
1974 فاستر به عنوان نايب رئيس انجمن معماري انتاب شد.
شركت او كه قبلاً با يك شركت نروژي به نام «شركت خطوط كشتيراني فرد اولسن» همكاري داشت. دفتري در اوسلو تاسيس كرد و ابتدا كارهايي براي اين كارفرماهاي ديگري در نقاط مختلف كشور همكاري كرد.
در اين سال، ساخت دفتر هاي شركت بيمه ويليس فابر و داماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه شركت فاستر را به شهرت جهاني رساند.
در اين سال، ساخت دفتر هاي شركت بيمه ويليس فابر و داماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه شركت فاستر را به شهرت جهاني رساند.
ساخت مركز هنر هاي تجسمي سانزبوري،آغاز مرحله مهم و درخشاني در زندگي حرفه اي او شدو پروژه هاي ارزشمند ديگري را براي او و همكارانش در اين گروه به ارمغان آورد.
در اين سال شركت بانكداري هنگ كنگ و شانگهاي از وي دعوت كرد كه همراه 6 شركت بين المللي ديگر، در مسابقه اي محدود با موضوع طراحي دفتر مركزي اين بانك شركت كند. با انتخاب طرح فاستر به عنوان طرح برگزيده، اجراي اين پروژه به شركت وي واگذار شد.
فاكستر در اين سال به عضويت انجمن معماران امريكايي در آمد. علاوه بر اين، در همين سال دكتراي افتخاري دانشگاه آنجلياي شرقي به او اعطا شد. در بيست و چهارم ژوئن نيز، در مراسم اهداي مدال طلاي سال 1980 به جيمز استرالينگ سخنراني كرد.
در اين سال با شركت در مسابقه محدود طراحي ورزشگاه سرپوشيده فرانكفورت آم مين، جايزه طرح برگزيده را دريافت كرد. در همين زمان معماري او در يكي از برنامه هاي مستند هنري BBC معرفي شد و مورد بررسي قرار گرفت.
در اين سال، دفتر آنها به خيابان گريت پورتلند ودر مجاورت دفتر هاي شركت RIBA منتقل شد. همچنين به عنوان يكي از اعضاي هيئت علمي دانشكده صنعتي هنر لندن انتخاب شد.
در اين سال فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود كرد و «مدال طلاي سلطنتي» رشته معماري را دريافت نمود. اين مدال جايزه بين المللي ارزشمندي است كه در سال 1848 ، ملكه ويكتوريا براي پيشرفت حرفه معماري در نظر گرفته بود. در مراسم اهداي اين جايزه، با كمينيستر فولر سخنراني كرد. فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتي در آمد. پس از برگزاري يك مسابقه محدود با شركت گروه منتخب معماران، از فاستر براي طراحي مركز جديدي براي BBC در منطقه پورتلند دعوت شد. اين مركز در مقابل كليساي آل سولز اثر جان ناش قرار دارد.
در مسابقه محدود كه شوراي شهر نايمز براي طراحي يك مديا تك و مركز هنرهاي معاصر در آن شهر برگزار كرد، طرح فاستر برنده شد. در همين سال اتحاديه بين المللي معماران جايزه آگوست پره را به وي اهدا كرد.
دانشگاه بت، دكتراي افتخاري علوم را به فاستر اعطا نمود. علاوه بر اين، وي در مراسم بازگشايي بناي يادبود اريك ليونز در RIBA سخنراني كرد.
در همين سال، دو نمايشگاه مهم از كارهاي او بر پا شد:
يكي در انجمن معماران فرانسه در پاريس (باز گشايي در ژانويه) و ديگري در دانشگاه سلطنتي لندن (بازگشايي در اكتبر).
وي جايزه موسسه طراحي ژاپن را به خود اختصاص داد. شركت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شكل و بازسازي يك سايت 48 هكتاري در منطقه كينگز كراس در لندن برنده شد. اين پروژه، در نوع خودبزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازي در اروپاست و شامل تفكيك طيف وسيعي از عملكرد هاي مختلف مي باشد. از جمله اين عملكردها مي توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به يك پارك بزرگ اشاره كرد كه اطراف آن از ساختمان هاي مسكوني و اداري پوشيده شده است. اين پروژه و پروژه چهار راه پاترنوستر، آغار مرحله جديدي از اجراي پروژه هايي در مقياس شهري بود. در سالهاي بعد، اين شركت طرح هاي شهري مختلفي براي شهر هاي زير طراحي و اجرا كرد: كمبريج (1989)؛ نايمز، كانس و برلين (1990 )؛ گرينويچ(1991)؛ روتردام، لودن شيد و يوكوهاما (1992)؛بافت تاريخي چارتريس، كورفو و ليسبون (1993).
هم اكنون اين شركت در حال انجام پروژهاي براي تغيير شكل و بازسازي قسمت وسيعي از مركز شهر بارسلون است كه مساحت سايت آن بيش از 220 هكتار است.
ظرفيت بالاي اين شركت باعث شد كه بتواند به مجموعه وسيعي از برنامه ها و پروژه هاي كلان مقياس پاسخگو باشد. يكي از اين پروژه ها، برج مخابرات بارسلون است كه به منظور آماده سازي شهر براي مسابقات المپيك در نظر گرفته شده است. نمونه هاي ديگر اين پروژه ها، متروي شهر بيلبائو، پل دره گذري در منطقه رنس در فرانسه و ايستگاه زير زميني كاناري وارف در لندن (1991) است.
اين سال مصادف بود با فوت زود هنگام وندي-همسر نورمن- كه از آغار فعاليت حرفه اي نورمن همراه او بود و پس از همكاري در «گروه 4» يكي از موسسان دفتر معماري فاستر و همكاران بود.
سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان، ساختمان شركت بيمه ويليس، فابر و داماس در ايپسوويچ(74-1973) را جزء ساختمان هاي ارزشمند (از نظر تاريخي، معماري و سازگاري با محيط زيست) اعلام كرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود. در همين سال فاستر عنوان «سر» گرفت.
در اين زمان، دفتر معماري فاستر و همكاران (كه از اين پس دفتر معماري سر نورمن فاستر و همكاران ناميده خواهد شد) به ساختمان نوسازي در كيلو متر 22 جاده هستر در نزديكي رودخانه تيمر نقل مكان كرد. در اين دفتر جديد، تمام عملكرد هاي گوناگون مربوط به كارگاه ماكت سازي و مصالح، بايگاني پرونده ها، كتابخانه و آرشيو فيلم هاي ويدئويي وعكس، همگي زير يك سقف گرد آمده اند.
دانشگاه معماري فرانسه، به وي مدال افتخار اعطا كرد.
در همين سال، چندين پروژه جديد و ارزشمند را به اتمام رساند؛ از جمله فرودگاه استانزد، مركز تلويز يوني آي تي ان، نگارخانه هاي ساكلر (كه ملكه اليزابت دوم آنها را افتتاح كرد) و برج سده در توكيو كه همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت. در مراسم باز گشايي ساختمان كرسنت وينگ، مركز هنر هاي تجسمي سانزبوري نمايشگاهي بر پا كرد كه حاصل شش سال فعاليت حرفه اي فاستر را به نمايش گذاشت. در نمايشگاه دو سالانه و نيز غرفه اي بريتانيا نيز تعدادي از طرح هاي فاستر و پنج معمار ديگر انگليسي را به نمايش در آورد.
دانشگاه و موسسه هنر و ادبيات امريكا در نيويورك، جايزه ياد بود آرنولد برو نر را به وي اعطا نمود. دانشگاه هامر سايد به او دكتراي افتخاري داد. بر پايي چندين نمايشگاه در شهر هاي پاريس، برودوكس، رنس و آرسن سنان، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود.در همين سال، وي در چندين مسابقه معماري برنده شد كه مهمترين آنها عبارت اند از: فرودگاه جديد هنگ كنگ، پارك مشاغل برلين، مجموعه تسهيلات المپيك در منچستر و قسمت الحاقي آن به موزه ما قبل تاريخ در پرووانس.
وسعت پروژه ها و تعداد قرار دادهاي بين المللي باعث شد كه اين شركت، دفتر هايي در شهر هاي برلين، فرانكفورت،هنگ كنگ، نايمز و توكيو داير كند.
شركت معماري سر نورمن فاستر و همكاران در آلمان، در مسابقه طراحي پارلمان جديد برلين برنده شد. از ديگر موقعيت هاي وي در مسابقات معماري مي توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه نمايشگاهي در ليسبون اشاره كرد.
پروژه مركز هنر هاي معاصر در شهر نايمز فرانسه افتتاح شد. اين پروژه به دليل مشكلاتي كه براي برگزاري مسابقه (1983) به وجود آمد، با مدتي تاخير انجام شد. ولي اين مشكلات در ساخت مدرسه متوسطه شهر فرژو وجود نداشت. طراحي اين مدرسه، در سال 1991 به مسابقه گذاشته شد. انجمن معماران امريكايي نيز، در همين سال مدال طلاي خود را به سر نورمن فاستر اعطا نمود.
برچسب:
نویسنده: هستی کاظمیان